جلسه روز نهم بهمن 57 - بخش 2

در ادامه جلسه قره باغی رشته کلام را به دست می گیرد و مجددا درخواست همفکری و ارائه طرح می کند

قره باغی : ... من کاری به کیفیت آن ندارم اما به هرحال جوری شد که این نخست وزیر هم کنار رفت. اگر ایشان رفت تکلیف ارتش چه خواهد بود؟ دستور چه کسی را اجرا بکند ؟ چه بکند ؟ چه پیش بینی بکنیم ؟ مقصود بنده این است که یک طرحی داشته باشیم. حالا در این باره اگر مطلبی هست ، بفرمایید

 رحیمی : در مورد رییس دولت من نظرم همان است که تیمسار دریارسالار حبیب الهی فرمودند که شورای سلطنت شاید بتواند یعنی ان شاالله بتواند کشی را پیدا کند

 محققی : قربان، عقیده بنده از روز اول که وارد این جریانات شدیم ثابت بوده است. اگر مشکل یک چیز سیاسی است که ما نمی دانیم بنده نمی دانم اما اگر طرف واقعا فقط همین خمینی است و ما او را می خواهیم راضی بکنیم، این راضی بشو نیست و اطرافیانش در منملکت به علت تسامح ما، به علت چشمپوشی ما وضع را روز به روز بدتر کرده اند. این را بنده هزار دفعه گفته ام. باز فردا از امروز بدتر خواهد بوذ. الان ما سرباز برای مراکز آموزش نمی توانیم بگیریم. هر کاری می خواهد بشود فکر کنید بدترین وضع همین الان است

قره باغی : این طرخ را اگر آقایان نوشتند، همین طرح است

 محققی : بله، فکر کنید همین الان بدترین وضع است. توی روزنامه ها که پر است. مردم هم که الان یکسره "یا مرگ یا خمینی " هستند. خب ، ما از خمینی نترسیم. اگر بخواهیم اینطور شل جلو برویم افسرهای جز و سربازها هم می روند و نمی ایستند که ارتش بتواند کاری بکند.. ما هم که وسیله دستمان ، سرباز و افسر است.  حالا فرودگاه را باز کردیم ... آقا تشریف بیاورند. توی هوا آقا را بگیرندو زندانش کنند با همه نفراتش. مگر افغانستان که کرد چه شد ؟

 قره باغی : زیاد سخت نگیرید، بسیار خب، این نظر تیمسار بود. تیمسارسپهبد مقدم ، جنابعالی!

 مقدم : بنده فعلا عرض ندارم

 قره باغی : ‌بفرمایید تیمسار رحیمی.

 رحیمی : موقعیکه ما به بدترین شرایط رسیدیم فکر می کنم تنها کاری که مانده است، راهکار نظامی است. ولی این راهکار نظامی باید با راهکار سیاسی توام باشد. ما باید بلافاصله طرحی تهیه کنیم چون در آخرین لحظه، وقتی که دیگر نه مجلسی هست و نه نخست وزیر، تنها کسی که می تواند کشور را نجات دهد ارتش است.  راهکار سیاسی هم از همین حالا باید تهیه شود. یعنی یا ارتش یا نخست وزیر با دول بزرگ وارد مذاکره شوند. اول فرانسه را در فشار بگذارند که آین آقا را از آنجا ردش کنند برود به لیبی که دیگر نتواند با ایران تماس داشته باشد. بعد هم با دول بزرگ وارد مذاکره شویم به دلیل اینکه اگر روز آخر بخواهیم فقط با راهکار نظامی وارد شویم، احتمال برادر کشی شدید در کشور است. امکان دارد آن موقع همسایه شمالی هم بخواهد وارد کشور شود ... یعنی ایران از بین رفته است