جلسه روز سوم بهمن 57 - بخش 5

سپهبد مقدم در جواب سپهبد وشمگیر مطالبی درباره دخالت عوامل خارجی در تحریک مردم بیان می کند اما از کشور خاصی نام نمی برد. سپس در ادامه اشاره به استفاده از پوشش مذهب توسط گروههای مختلف سیاسی به ویژه کمونیستها می کند که با توسل به قدرت مذهب که قدرت بسیار عظیمی است بین مردم و رژیم ، شکاف ایحاد کردند. *مقدم گفت : خمینی یک پایش را روی دوش کمونیستها گذاشته و پای دیگر را بر روی شانه ناراضیان مذهبی. این توضیحی است که بنده می توانم به طور کلی عرض کنم. در مورد مطبوعات نیز در حال حاضر تمام مطبوعات در دست کمونیستهاست.

** مقدم : از نظر ترس و دودلی برخی فرماندهان مثالهای متعددی دارم. حادثه شیراز که باعث پایین آوردن مجسمه ها شد از ظهر روز یک هفته پیش شروع شد. بلافاصله شورای امنیت ملی تشکیل جلسه داد و تا ساعت 4 بعد از ظهر 10 مرتبه به فرمانده نظامیتان در شیراز تلفن شد که بیا در شورای امنیت ، دارند مجسمه ها را پایین می کشند اما نیامد. از تهران 4 مرتبه از طرف ***فرمانده نیرو به با او تلفن شد تا بالاخره ساعت 4 آمد اما ای کاش نمی آمد برای اینکه اگر نمی آمد می گفتیم فرماندار نظامی ، مطلع نبود و آن اتفاقها افتاد. به فرمانده نیرو گفته شد این فرماندار نظامی قاطع نیست، می ترسد. می گوید چرا من بدنام شوم. فردا اگر دولت عوض شود ****مرا می کشند. این فرمانده ایستاد و نگاه کرد

قره باغی : مگر هنوز عوض نکردید؟ معطلش نکنید

مقدم : بگذارید بالاتر از این بگویم. عرض کنم که در تهران ما می خواستیم کسانی را که خیانت می کنند، بر علیه رژیم عمل می کنند دستگیر کنیم. *****فرماندار نظامی دست ما را بست و حتی ابلاغ کردند به وزارت کشور که هیچ کس را دستگیر نکنید. غیر از این است تیمسار قره باغی؟

قره باغی : بله ، بله

مقدم : گفتند هیچ کس را در هیچ استانی نگیرید مگر اینکه شورای امنیت استان تصویب کند. ما شهربانی نداریم تیمسار رحیمی. وقتی از ******رییس شهربانی توضیح خواستیم جواب می دهد ما چون با مردم سر و کار داریم باید با آنها کجدار و مریز رفتار کنیم. امروز هیچ برآوردی از نظر قدرت روی این تشکیلات نداشته باشید

قره باغی : انشااله درست می شود

مقدم : انشااله! تیمسار وشمگیر چرا برخی همقطاران ما از ترس از کشور فرار کردند؟ بنده افتخار خدمت نزد سپهبد رحیمی نداشته ام اما در این وضعیت بحرانی هرکس قبول مسوولیت می کند با جان خودش بازی می کند ولی تیمسار رحیمی مسوولیت شهربانی و فرماندار نظامی را پذیرفتند. *******فرماندارقبلی هر چقدر خواستیم که وظایفمان را انجام دهیم دست و پای ما را بستند. روز آخر که می خواستند بروند به من گفتند حالا بروید 5000 نفر را دستگیر کنید. ما اگر روز اول 20 - 10 نفر را دستگیر می کردیم به اینجا نمی رسید. حالا فایده ای ندارد ، دستگیر کردن 500 نفر هم فایده ندارد. وقتی یک جمعیت میلیونی روی احساس یا تبلیغ به راه می افتد فایده ندارد. باید قبول کرد که یک مقدار هم تقصیر خود ماست. بنده صریح عرض کنم که اگر بیش از این معطل شویم بقیه مان هم از بین خواهیم رفت

 

* متاسفانه تیمسار مقدم چشمانش را به روی ریشه نارضایتیها ( خفقان سیاسی، سیستم تک حزبی، شکنجه های ساواک، مواجهه با سنتهای مردم ولو این سنتها قشری باشند و ... ) بسته بود و فقط تحلیلی از نوع رهبری و جناحهای انقلابی ارائه کرد

** در این زمان ، سپبد ناصر مقدم، رییس ساواک است

*** منظور فرمانده وقت نیروی زمینی سپهبد عبدالعلی بدره ای است

****این واقعیتی بود که اتفاق افتاد

***** منظور فرماندار نظامی قبلی ارتشبد اویسی است

****** منظور سپهبد صمد صمدیانپور است

******* منظور اویسی است

تا مدتی در انجمن نمی نویسم  ... خسته شده ام . فعلا نظاره گر خواهم بود و از آلبوم های عکس انجمن لذت خواهم برد