به عنوان بخش پایانی این تحقیق ، گوشه هایی از بازجویی سرتیپ محققی درج می گردد:

*چگونگی پبوستنش به کودتا :

 نمی دونم امروز چه روزیه ،چند شنبه است ، چندمه ولی فکر می کنم حدود پانزده روز- بیست روز به ماه رمضان بود. طرح کودتا، طرح دقیقی که روی کاغذ اومده باشه و متخصصین اومده باشن نوشته باشن همچین چیزی در کار نبود. یک روز به من گفتن می خواهیم مهرآباد رو بگیریم و از مهرآباد عمل کنیم

 کی اینو گفت؟

همون افسر رابط، همون ناصر رکنی

شما خودتون در ریختن طرح دخالت داشتید؟

خیر، طرح جای دیگه ای ریخته شده بود. من گفتم مهرآباد صلاح نیست چون یک جای تقریبا شلوغی واقع شده

 *در مورد میزان تلفات و انتخاب شاهرخی به جای مهرآباد :

 اگر می خواستیم مهرآباد رو حفظ بکنیم در این صورت یا باید واقعا از داخل پایگاه قوی بود و دفاع کرد یا باید آدمکشی کرد. چون هیچکدام از اینها نبود یعنی نه پایگاه از نظر عوامل انقلابی قوی بود و نه نیت این بود و نمی خواستند یا نمی توانستند آدم بکشند تصمیم گرفته شد که یک پایگاه ایزوله ای مثل شاهرخی در نظر گرفته بشه که اون هم من پیشنهاد کردم

 البته آقای حیدری چیز دیگه ای می گن

من ایشونو نمی شناسم آقا

 استوار حیدری از تیپ نوهد که سرشاخه بودند. ایشون می گن شاهرخی چون پایگاه مادر بود و مدتها می تونسته مورد استفاده قرار بگیره،انتخاب شد

همونطور که گفتم من  ایشونو نمی شناسم آقا و فکر می کنم آقای حیدری اگر در زمینه تخصصی خودشون صحبت بکنه بهتر باشه. مهرآباد پایگاه مادر بود برای همه پایگاهها و شاهرخی از مهرآباد زاییده شد. اما در حال حاضر تصدیق می کنم شاهرخی از بقیه پایگاهها قویتر هست. انگیزه اصلی انتخاب این پایگاه هم این بود که آدم کمتر کشته بشه

البته با این بمبارانها ...

بمباران برای مردم عادی نبود اونطور که در کیفر خواست آمده.

خب این مناطقی هم که بود در میان مردمه دیگه

نه آقا. تهران جزو بمباران نبود همونطور که به عرضتون رسوندم

 *در مورد نقش سپهبد مهدیون در کودتا :

 من نمی دونم آقا، شاید ایشون در عملیات زمینی شرکت داشت ولی سپهبد مهدیون قطعا در عملیات هوایی دخالتی نداشت و فرماندهی عملیات هوایی به عهده من بود و از روی درجه ، من مسن ترین و پیرترین این آقایونی هستم که اینجا و جای دیگه هستند. قرار بود بعد از اینکه شاهرخی گرفته شد من مثل روزهای عادی که می رفتم سر کارم بیام به پست فرماندهی آنجا. اول 3 - 2 تا ماموریت از قبل داشتیم و سپس ماموریتهای دیگری که بر خلاف انسانیت و ایرانیت نباشه و از طریق پست فرماندهی ابلاغ بشه انجام بدیم نه بمباران تهران. این کار رو هیچکدوم از این آقایون انجام نمی دن، من نمی کنم. غیر ممکنه بکنم و بارها اینو گفته ام

  *در مورد چرایی انتخاب بیت امام به عنوان اصلی ترین هدف

یعنی شما حاضـربـودیـد چنیـن بزرگـواری رابکشـید؟

آقـا؛ فکـرمیـکنم حتـی یکنفـرازمـا نـه شـخص امام را ازنزدیک دیده بـودیـم و نـه با او حسـاب شخصـی داشتیـم. راستـش رابخواهیـدخودمـن ازیـک جهـت برای اواحتـرام خاصـی هم داشتـم. برای ایـنکه آدمی بودکه حرفـش را عـوض نمیـکرد و پـای گفتـه هایـش خواه صحیـح وخواه غلـط ، مـردانه ایسـتاده بـود. دلـم میخواسـت خیلـی ازآنهای دیـگر من جمله خودم یـک جـو از ایـن قاطعیـت راداشتم. ولـی موضوع برای ما موضوع شخص خمیـنی نبود، مـوضـوع مملکت بود، موضوع ملـت بود، موضوع پرنسیب بود، و درایـنمورد ما حـق فـرار ازمسوولیـت نـداشتیـم.

چطورمی گوید برای اواحترام داشتید وبازهم میخواستید خانه اش رابمباران کنید؟

گفتـم که مامیخواستیـم یک سیسـتم رابمباران کنیـم؛ شما که حاکـم شـرع هستیــد بهتـراسـت ایـن سوال رابه عـوض مـن ازخودتـان بکنیـد. یـک سیسـتم معمـولا" به جایی بسـته اسـت؛ ازنظرنفوذی،کلامی ،شخصیتی ، مقامی، هر چیزی . در ایران آیت اله خمینی بزرگترین شخصیت سیاسی، شخصیت رهبری، شخصیت دینی بود، شخصیت مقبول و و پذیرا .پس سیسـتم هم ، خب به ایشون بسـتگی داشـت.

یعنی برای اینکه سیستم از بین بره مجبور بودید که ایشونو بکشید

فکر میکنم جوابتونو باید بدم اگه بخوام راست بگم، بله.

شما ضمن صحبت هایتان گفتید تعدادتان معدود و کم بوده. شما فکر نمی کنید با این تعداد کم چطور می خواستید رژِیم را  سرنگون کنید؟

به ما اینطور تفهیم شده بود که وقتی امام وجود نداشته باشد و رادیو تلویزیون شروع بکند به صحبت کردن و آن مطلبی که جنابعالی می دانید ( حمایت گروهی از روحانیون ) دیگر تمام است

شما با مردم عادی چکار می خواستید بکنید؟ این مردم که در رژیم گذشته امتحان خودشونو پس دادن و جلوی گلوله ایستادند. چطور ممکن بود به این زودی نظرشون عوض بشه

آقا من خدمتتون عرض می کنم با مردم عادی، عادی رو روش تاکید می کنم .کسی با مردم عادی کاری نداشت. به ما اینطور گفته بودند که اینها داخل خیابانها نخواهند آمد

بفرمایید از اینکه طرح شما در کودتا موفق نشد چه احساسی دارید؟

آقا بهتراست من راجع به این موضوع حرف نزنم برای اینکه هر چیزی بگویم ، در مطلب تاثیری نخواهد داشت

**حالا احساس خودتان را توضیح دهید. تاثیر ندارد ولی احساستان را بگویید

خب، خواه ناخواه هر کسی جان خودش را دوست دارد، خواه نا خواه من اعدامی ام و این برای خانواده ام خوب نیست. اگر بدانم بعدا خانواده ام دچار دردسری نخواهند شد  که فکر نمی کنم دادگاه عدل اسلامی چنین کاری بکند، خوشحالم چون آنها روحشان هم خبردار نبوده است

شما ضمن بازجوییتان فرمودید که شورای نظامی قرار بود زمام امور کشور را در دست بگیرد. ممکن است در این باره توضیح دهید؟

من نگفتم شورای نظامی زمام امور مملکت را در دست می گرفت. گفتم شورای نظامی می آمد دستور میداد به ما که چکار باید بکنیم. اگر گفته ام که شورای نظامی زمام امور را در دست می گرفت اشتباه کرده ام

در صورت عدم موفقیت قرار بود چه کاری انجام دهید؟

به عرضتان می رسانم که عدم موفقیتی پیش بینی نمی شد

با گروههای سیاسی که مسلح هستند بعد از کودتا چه برخوردی می خواستید بکنید؟

منظورتان را اصلا نمی فهمم. گروه سیاسی مسلح؟

فرض کنید مثل چریکهای فدایی خلق، مثل مجاهدین خلق

یک بار دیگر هم این سوال را از من کردید آقا. باور بکنید که من نمی دانم فرق بین چریکهای فدایی خلق با چریکهای خلق مسلمان چیست. به ما گفته بودند که با تمام گروهها در تماس هستیم نه تنها اینها. حتی با حزب الهی ها هم در تماس هستیم و شما از این نظر ناراحتی نداشته باشید

 ** آخه این چه مدل قاضیه که به متهم می گه حرف و احساسش تاثیری در حکم نداره ؟

 

مراجع :

کتاب کودتای نوژه - انتشارات مرکز مطالعات و پژوهشهای سیاسی

مصاحبه سرتیپ خلبان آیت محققی در دادگاه انقلاب ارتش

مطالب متفرقه اینترنتی