ید واحده – تاکتیک یا واقعیت :

 در مورد استراتژی جنگ قبل و بعد از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و به طور کلی یک ساله اول جنگ حرفها و سخنان بسیاری گفته شده. از شکستهای بیش از حد بزرگ شده سه عملیات به اصطلاح کلاسیک ارتش تا حذف نقش تکاوران دریایی ارتش در خرمشهر و صحبت از اعزام گردانی نیروهای ارتش به جنوب همزمان با فراموشی عمدی *حضور ارتش در کردستان از سال 58   و دهها مورد دیگر می گذرم. اما بعید می دونم عقل سلیم بپذیره که در فاصله 3 ماه بعد از عزل یک نفر، آنچنان تحولات ناگهانی و شگرفی ایجاد شود که ناگهان منجر به پیروزی چشمگیر ثامن الائمه در 5 مهر 1360 گردد ( هر چند که پیروزی ثامن الائمه هم تنها پیروزی ارتش در سالهای 59 و 60 نبود) . مطلبی که این احتمال رو تقویت می کنه اینه که طراحی عملیات ، یک شبه انجام نمی گیره و نیاز به کارشناسی بسیار دقیقی داره. ضمن اینکه فرماندهی ارشد جنگ چه در دوره بنی صدر و چه بعد از او، با شهید بزرگوار و والامقام سرتیپ فلاحی بود. فارغ از این بحث که چه کسی طرح ثامن الائمه رو ارائه داد و اینکه سپاه مدعی اعلام این طرح توسط یوسف کلاهدوز در مرداد ماه 60 در شورای عالی دفاع هست، فارغ از این بحث که فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش (سرتیپ ظهیرنژاد) در نامه تندی نه تنها این موضوع رو رد کرد بلکه طرح رو حاصل زحمات کادر اطلاعات و عملیات لشکر 77 پیاده خراسان اعلام نمود و از کارشکنی سپاه مبنی بر اعلام " عدم وجود طراح عملیات لایق در ارتش" در یکی از همان نامه های افشاگرانه سپاه منتشره در آن ایام بسیار گلایه کرد. فارغ از استعداد نیروهای سپاه در سالهای 59 و 60 در جنوب که حداکثر 5000 نفر برآورد می شد، فارغ از تمامی این بحثها یک نکته قابل توجه است و آن اینکه هیچگاه ارتش و سپاه به وحدت واقعی نرسیدند که البته اگر به وحدت می رسیدند جای سوال و تعجب داشت. با سابقه ارتش در حکومت پهلوی که به غلط وارد خیابانهایش کردند، با توجه به کشف چهار گروه نمارا، نیما ، پارس و چریکهای ناسیونالیست که بازوهای نظامی آن همگی افسران ارتش بودند و با توجه به بر ملا شدن طرح بسیار خام شاهرخی که بعید نبود حتی در صورت موفقیت با مقاومت شدید مردمی مواجه شود، ارتش قطعا و مسلما نیروی قابل اعتمادی تلقی نمی گردید.  **وحدتی هم اگر بود در سایه نیاز بود. نیاز به تجهیزات و نیروی انسانی اصلی ترین عاملی بود که این دو نیرو را به هم پیوند می داد. اگر فرماندهان سپاه با دیپلم طبیعی یا لیسانس زمین شناسی یا لیسانس دامپروری و ... ، با اتکا بر دوره های چریکی که معدودی از آنان دیده بودند یا با اتکا بر سابقه مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی و با بهره گ ازیری ایمان و شجاعت، خود را طراح نظامی می دانستند، نیاز به سلاح و تجهیزات از اسلحه سبک و سنگین گرفته تا قطب نما و قمقمه و جیب خشاب و ...، چیزی نبود که بتوان جای خالی آن را با دوره چریکی یا ایمان پر نمود. کمرنگ کردن نقش ارتش در رسانه های تصویری، گفتاری و نوشتاری پس از گذشت 23 سال از پایان جنگ، خود نمودی بارز از تاکتیکی بودن فلسفه ید واحده است.

 * حضور ارتش در کردستان و آذربایجان، دلیل اصلی تفرقه لشکرهای نیروی زمینی و ناگزیر بودن به این اعزامهای گردانی بود

 **  فداکاریهای ارتشیان، سپاهیان و بسیجیانی که شانه به شانه هم جنگیدند و خون پاکشان ننگ اسارت را از این آب و خاک زدود به هیچ عنوان مورد نظر این مطلب کوتاه نمی باشد