آن سوی نخل ها پُر سرباز دشمن است
این شهر ِ در محاصره، شهر تو و من است
دشمن نفوذ کرده و این شهر بی پناه
اینک به زیر چکمه ناپاک دشمن است


دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو
چشم انتظار همت تو دین و میهن است
ای مرد اهل درد، بنازم به غیرتت
این خانه‌ها هنوز پر از کودک و زن است


فردا ـ اگر درنگ کنی ـ کوچه‌های شهر
میدان جنگ تن به تن و تانک با تن است
از راه گر بمانی و روشن شود هوا
تکلیف شهر خاطره‌های تو، روشن است!


دریاقلی! رکاب بزن گرچه سهم تو
از این دیار، ترکش و یک مشت آهن است
دریاقلی! به وسعت دریاست نام تو
تاریخ در تلفظ نام تو الکن است


هی مرد ِ مرد از نفس افتاده‌ای مگر؟!
همپای مرگ، کار تو امشب دویدن است
چون موجها به دامن ساحل نمی‌خزی
دریایی و طریقت دریا تپیدن است

دریاقلی سورانی یک اوراقچی ساده در محله کوی ذوالفقاری آبادان بود که با اطلاع از نفوذ دشمن به این سوی بهمنشیر و خطر نفوذ به آبادان در تاریخ 9 آبان 1359، با دوچرخه ای کهنه 20 کیلومتر رکاب زد و خبر نفوذ دشمن به کوی ذوالفقاری آبادان را به سرهنگ منوچهر کهتری فرمانده گردان 153 پیاده از لشکر 77 پیاده خراسان که مسوولیت دفاع از آبادان را به عهده داشت رساند. سرهنگ و یارانش نیز در نبردی خونین و تن به تن با نارنجک و کلت و سرنیزه، گردان نفوذی عراقی را متلاشی کردند. دریاقلی چند روز بعد در اثر اصابت ترکش خمپاره شهید شد. بر سنگ قبر قدیمیش نوشته شده بود : پاسدار شهید.

اما ... اما دریاقلی پاسدار نبود، ارتشی هم نبود. دریادلی بود متعلق به نیروهای داوطلب مردمی ... .

 

سنگ جدید آرامگاه دریاقلی

سنگ قدیمی آرامگاه دریاقلی

*بی شک اگر دریاقلی در اروپا یا آمریکا می زیست اکنون مقامی در خور یک قدیس پیدا کرده بود اما اینجا ایرانه و ...