پس از فتح خرمشهر و مشخص شدن ناتوانی عراق در جنگ با ایران و تصویب قطعنامه 514 توسط شورای امنیت، طرح‌ریزی عملیات رمضان با هدف تنبیه متجاوز و ضربه زدن به قوای انسانی و نظامی رژیم بعث عراق انجام شد.
با فتح خرمشهر و برتری سیاسی- نظامی ایران، رژیم بعثی عراق به‌دلیل قرار‌گرفتن در موضع ضعف مساله صلح را مطرح کرد در حالی که هیچ تغییری در ماهیت رفتار سران این رژیم مشاهده نمی‌شد و در واقع پافشاری عراق بر ادعای قبلی خود مبنی بر عدم‌ پذیرش قرارداد 1975 الجزایر ، حضور در بخشی از خاک ایران و ادامه حملات، تأیید این مدعای ایران بود.

*علاوه بر آن تصمیم‌گیرندگان سیاسی و فرماندهان نظامی ایران با توجه به برتری مطلق جمهوری اسلامی در این زمان حاضر نبودند بدون دستیابی به حداقل امتیاز- که تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت بود- قرارداد پایان جنگ را امضا کنند زیرا افکار عمومی و آیندگان این تصمیم را اقدامی غیرعقلانی تفسیر می‌کردند. به همین دلیل عملیات رمضان با هدف حضور قوای نظامی ایران در پشت شط‌العرب و تسلط بر معابر وصولی بصره و با این امید که درصورت موفقیت امکان پایان پیروزمندانه جنگ فراهم خواهد شد در تیرماه 1361 اجرا شد.

این عملیات با مشارکت و فرماندهی ارتش و سپاه پاسداران در 4 مرحله انجام شد که در مرحله اول و دوم نیروهای ایران توانستند به مواضع دشمن حمله کرده و به **تصرفات قابل توجهی دست یابند. محسن رضایی، فرمانده پیشین کل سپاه در بخشی از سخنانش در جمع نیروهای عملیاتی و ستادی علت نامگذاری این عملیات به رمضان و اهداف آن را اینگونه بیان می‌کند: ... رمضان یعنی پاکسازی‌ شیاطین چه پاکسازی‌ شیاطین از نفس انسان و چه پاکسازی شیاطین از اجتماع انسانی و صدام و حزب بعث باید پاکسازی شوند. اسمش را عملیات رمضان گذاشتیم و با رمز یا مهدی(عج) هم شروع کردیم که مسوولیت دارد از طرف خدا که این زمین را پاک کند. *** ما 70درصد تاکتیک‌مان انهدام نیرو است و 30درصد زمین است. البته اگر بتوانیم زمین را هم بگیریم و بمانیم برایمان خوب است خیلی هم خوب است. اما هدف اصلی زمین نیست ولو آن قدر هم خوب باشد هدف اصلی ما انهدام نیرو است.

منطقه عملیات رمضان زمینی مثلث شکل از شمال به کوشک و طلاییه و حاشیه جنوبی هورالهویزه، از غرب به رودخانه اروند و از شرق به خط مرزی شمالی - جنوبی از کوشک تا شلمچه منتهی می‌شد. انتخاب منطقه عملیاتی رمضان بر این اساس طراحی شد که با حضور قوای نظامی ایران در پشت رودخانه دجله و اروند رود و تسلط بر معابر وصولی بصره در ادامه عملیات فتح‌المبین و عملیات بیت‌المقدس، عملا از نظر سیاسی- نظامی موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی فراهم‌ آید که یا ****غرب تن به تغییرات سیاسی در عراق دهد یا در غیر این صورت امکان ادامه جنگ در آینده از موضع قوی‌تری برای ایران فراهم شود.

*هدف،‌ فتح بصره بود

**بخش عمده ای از این متصرفات، در مراحل سوم تا پنجم عملیات رمضان، با پاتک عراق و به دام افتادن نیروهای ایران در خاکریزهای مثلثی، بازپس گرفته شد

*** این هدف در زمان طراحی مرحله پنجم عملیات و ناکامی در دستیابی به هدفهای قبلی عنوان شده است

**** تغییرات سیاسی یعنی برکناری صدام و ساقط کردن رژیم بعث

بخشی از مذاکرات فرمانده نیروی زمینی ارتش با فرماندهان سپاه در مورد مرحله پنجم عملیات رمضان :

حسن باقری : اینجا بود که یک پا عقب افتادیم
محسن رضایی : هرچی تلاش کردیم نتوانستیم جبران کنیم
حسن باقری : همین *مساله سیاسی بود که دو دلی آورد و ...
محسن رضایی : بله دودلی و این مساله لبنان. این را باید خدمت امام بگوییم

در این میان استعدادی که می توان از یگان های ارتش گرفت مطرح گردید :

محسن رضایی : خب حالا چطور می شود ازارتش استفاده کنیم؟


صیاد : اینها هیچوقت مثل نیروهای شما نمی توانند بروند عقب و بازسازی کنند. اینها همه اش باید در خط باشند. ما فرصت هم بگذاریم فوقش چند روز می روند مرخصی و برمی گردند. فرصت اینکه بروند بازسازی بشوند ندارند. در خط هستند

رضایی : خب آقا لشکر21 ، پیاده ندارد؟
باقری: چرا
رضایی : پیاده ای که درخط نباشد
باقری : چرا یک تیپ اش عقب است
رضایی : به نظرم آن را احتیاط بگذاریم

صیاد : مشکل این است که نمی شود لشکر 21 را خرجش کرد اگر بخواهیم برای آینده برنامه ای داشته باشیم. لشکر 21 خیلی تلفات سنگینی داده است

رضایی : خیلی تلفات و ضایعات داده است؟
صیاد : عرض کنم حدود **1900 نفر خارج شدند در همین عملیات

رضایی : مجروحین اش چقدر است؟
صیاد : 1703 نفر

رضایی : یعنی 200 نفر شهید و مفقودی دارد
صیاد : مفقودی زیاد ندارد

رضایی : چقدرش کادربوده از200 نفر؟
صیاد : کادرش؟ لشکر 86 نفر درجه دار دارد. شهید از کادر 5 نفر درجه دار و 3 نفر افسر

رضایی : این یعنی 8 شهید. خب ! می گویم حالا اگر شما اعتقاد ندارید به عملیات، خب نمی کنیم
صیاد : مساله ای نیست، با هم صحبت می کنیم ، روی منطق

رضایی : آخر چطور 8 نفر شهید داده اند نمی تواند تیپ احتیاط بیاورد؟
صیاد : موضوع 8 نفر که نیست. ما هیچ جایگزینی که نداریم برای این نفراتی که مجروح و شهید می شوند. فقط سرباز هست که یک مقدار به آنها می دهیم

رضایی : ***این همه آموزشگاه درجه داری و نمی دانم سرهنگی و اینها چی هستند؟
صیاد : یک مقدار معدودی دارد، بازدهی چیزی نیست. مثلا ما 28 نفر دانشجوی سال سوم تازه فارغ التحصیل داریم. بقیه اش رفت تا آبان یا دی فارغ التحصیل شوند. اصلا 200 نفر هم نمی شود

رضایی : من احساس می کنم تا ارتش توی این جنگ نباشد، احساس تعهد و خودجوشی کمتری دارد و باید ارتش حتما ادغام شود
صیاد : شما بعد از 22 ماه جنگ ...

رضایی : خب من می بینم شما نشستید کنار گود هی ... . اینکه نمی شود.باید اظهار نظر بدهید، انتقاد کنید. بگویید آقا جان اینها درست نیست بگذاریم برای بعد یا اینها کم است و فلان بکنیم
صیاد : مگر نگفتیم؟ ما تا حالا پا به پا آمدیم جلو. عرض کنم مخالف هم بودیم با قطع عملیات. گفتیم اگر شده همینطور خون بدهیم و برویم جلو باید برویم عملیات کنیم اما شما می گویید یک تکه ای را انجام بدهیم، برویم تکه بعدی را 20 – 15 روز دیگر(انجام بدهبم)

رضایی : پس این را بگویید . آخه شما طوری صحبت می کنید که انگار ما بد دلیل آوردیم برایتان ...
صیاد : مگر من نگفتم ...

رضایی : (با سردی خطاب به سپاهی های جلسه ) ... نمی خواهد آقا، به بچه ها بگویید بروند بازسازی کنند واسه یک ماه دیگر
صیاد : شما ناراحت نشوید. این یک حقیقتی است. شما بعد از 22 ماه جنگ میگویید اگر ارتش نجنگید تعهد ندارد؟ ارتش چکار بکند دیگر ... چه انتظاری دارید؟

رضایی : نمی گوییم نجنگیده. من می گویم اگر در عملیات آتی نیروهای ارتش نباشند در مجموع ...
صیاد : چرا نباشد ؟ مگر ما گفتیم نباشد؟ هر حرکتی باشد امکان ندارد ارتش نباشد

رضایی : خب برادر عزیز ، من می گویم توی این حرکت لااقل یک تیپ احتیاط از ارتش بگذارید.شما می گویید نه، لشکر 21 توانش را از دست داده
صیاد : خب چکار کنیم؟

رضایی : یک طوری هم می گویید همه در خط هستند مثل اینکه سپاه در خط نیست و همه اش ارتش در خط مانده است

صیاد : شما وابسته اید به منبع لایزال مردم، فقط سپاه که تلفات نمی دهد. تعداد تلفات سپاه را در مقابل مردم حساب کنید

رشید : تلفات سپاه مثل این است که سرگرد و سرهنگ و اینها بدهد. وقتی تیپ امام حسین 4 تا تلفات می دهد یعنی 4 تا سرهنگ. اصلا باید فرمانده گردان های شهید را بشمارید. رسول الله و امام حسین 7 نفر فرمانده گردان شهید داده اند

صیاد : برای ارتش هم حساب کنید
رضایی : ****کی اصلا ما فرمانده گردانی شهید داریم در ارتش؟

صیاد : *****یک جوان پاسدار در مدت کوتاهی استعدادش شکوفا می شود. اما یک ارتشی را باید طی دوره چند ماهه بگذارید ...
رشید : نه نه ، در این تیپ امام حسین، این برادر پاسدار ما از عملیات دارخوین تا الان در جنگ بوده که یک فرمانده گردان شده

* مساله ادامه جنگ یا عدم ورود به خاک عراق
** هیج جا تلفات رمضان عنوان نمیشه. صیاد شیرازی در کتابش اشاره می کنه 60% عملیات محقق شد با انهدام تیپ 1 زرهی لشکر 92 و تیپ 27 سپاه. اینجا یک تیپ هم از لشکر 21 اضافه می کنه
*** این همه آموزشگاه درجه داری و سرهنگی؟؟؟؟ کدوم همه ؟؟؟؟
**** خیلی بی انصافیه
***** اشاره غیر مستقیم به عدم آموزش صحیح سپاه با محترمانه ترین کلمات اما در کنارش ارتشی رو دست کم گرفتن توسط فرمانده نیروی زمینی ارتش !


مرجع : جلد بیستم روزشمار جنگ - مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه