این تحلیل ، تحلیل شخصی نویسنده است و دال بر بی گناهی یا گناهکاری سرلشکر خسروداد نیست. قاضی نهایی خداوند متعال است

در بخشهای قبلی و ضمن بررسی عملکرد خسروداد در 28 مرداد 32، حمله به دانشگاه در 1340 و سرکوب عشایر در 1342 ، می توان نتیجه گرفت خسروداد مرتکب عملی که بتوان آن را مصداق خونریزی و محاربه دانست نشده است. در سرکوب عشایر نیز که به کشته شدن تعدادی از آنها انجامید خسروداد به عنوان زیر دست سرلشکر ناظم عمل می کرد و وقتی ناظم با اتهامی در این مورد مواجه نشد خسروداد نیز نباید با این اتهام روبرو شود

در حمله به منزل مرحوم شریعتمداری نیز با توجه به روایات متعدد به این نتیجه واحد می رسیم که هدف دور کردن مردم از بیت مرحوم شریعتمداری بود نه کشتن آنها. نوع کشته شدن یکی از دوکشته این ماجرا که ظاهرا به ضرب قنداق تفنگ مجروح و سپس فوت نمود نشان می دهد که احتمالا هدف مضروب کردن بوده است نه مقتول کردن. با توجه به اینکه از سرنوشت ضارب طلبه مرحوم که با شلیک گلوله به قتل رسید و همچنین دلیل شلیک چیزی منتشر نشده است و نحوه تیراندازی و از جمله این موضوع که گلوله به چه ناحیه ای از بدن شلیک شده است، نیز مبهم است نمی توان نظر نهایی دقیقی در مورد تیراندازی به قصد کشتن یا به قصد ارعاب در این باره داد . از طرفی جمعیتی که وارد منزل شریعتمداری شدند با توجه به عدم دسترسی به اسلحه گرم تهدیدی برای سازمان یا اداره دولتی محسوب نمی شدند. تعداد 16 نفر ماموران اعزامی جهت کنترل وضعیت نیز حاکی از اندک بودن تعداد حاضرین در بیت مرحوم شریعتمداری و خطرناک نبودن بالقوه این تجمع است بنابراین دلیل استفاده از اسلحه گرم مبهم است.

در قسمت 17 شهریور نیز بررسی شد که استفاده از هلیکوپتر برای کشتار مردم از نظر عقلی مردود است و نمی توان این موضوع را طرح و برنامه نظامی جهت سرکوب محسوب نمود

با توجه به این مطالب به نظر می رسد در مورد سرلشکر خسروداد عجولانه تصمیم گیری شد البته نباید این نکته را از یاد برد که خسروداد از جمله امرای ارتش بود که تا آخرین لحظاتی که  قدرتی در دست داشت بر موضع خود در حمایت از رژیم شاه باقی بود و شایعات زیادی نیز در مورد خشونت او نقل می شد. از جمله با بازداشت 160 همافر و تبعید آنها به خواف این شایعه قوت گرفت که خسروداد دستور اعدام آنها را داده است در حالیکه این موضوع صحت نداشت در عین حال چنین اخباری در افزایش خشم مردم و خانواده همافران نسبت به خسروداد موثر بود. خسروداد یک نظامی بسیار لایق نیز بود و همین موضوع با توجه به موضع گیریهای سرسختانه اش، براحتمال انجام عملیاتی از طرف او علیه حکومت جدید می افزود و این احتمال را باید یکی از دلایل اصلی تیرباران سریع وی دانست. برنگارنده معلوم نیست خسروداد با وجود ورزیدگی بسیار در جنگهای چریکی و آموزشهای کوماندویی و همچنین تسلط کامل به پرواز با هلیکوپتر، چرا کشور را ترک نکرد

مجموعه مطالب در مورد سرلشکر خسروداد با ذکر این جمله آقای خلخالی به پایان می رسد :

وضعیت متهمین وقتی بدتر شد که توبه نیز نکردند

البته نگارنده تقریبا یقین داره که اگر متهمین توبه هم می کردند امثال آقای خلخالی که در غیاب خداوند در مورد بندگانش تصمیم می گرفتند اعلام می کرد این توبه چون در حین انقلاب یا پس از بازداشت و از روی ترس انجام شده مورد قبول نیست. نقش گروههای مارکسیستی هم که سنگ خلق به سینه می زدند و تقاص خون ریخته شده هم مسلکان خود را از ارتشی که نقشی در کشتن یاران آنها نداشت طلب می کردند دست کمی از نقش امثال خلخالی ندارد

می توان نتیجه گرفت اگر ارتش در  12 بهمن 57 و همزمان با ورود امام، اعلام همبستگی می نمود و یا حداقل خود را از کشمکشهای سیاسی بیرون می کشید و به سربازخانه ها بازمی گشت شاید تعدادی زیادی از فرماندهان با لیاقت ارتش جان خود را بیهوده از دست نمی دادند، ارتش از هم نمی پاشید و عراق نیز خیال حمله به ایران را به سر راه نمی داد. همینطور اگر دادگاههای انقلاب خویشتنداری بیشتری به خرج می دادند و احکام اعدامهای برق آسا، از روی جهل و تعصب کور پی در پی صادر نمی شد شاید با برگزاری دادگاههای علنی و بررسی همه جانبه جرم فرماندهان ارتش، ضمن برملا شدن اسرار بسیار بیشتری از حکومت پهلوی احکام سبک تری نیز صادر می گردید