آموزش برادرها - 1 :

 شهید محمد ابراهیم همت فرمانده وقت قرارگاه ظفر سپاه در فصل سیزدهم کتاب گفتارهای معلم بسیجی، می گوید :

 خدا شاهد است ما در عملیات مسلم بن عقیل گردانی را داشتیم ( گردان سلمان) که از دستور فرماندهی اطاعت نکرده و بدون هماهنگی از روی ارتفاعی که آن را گرفته بود پایین آمد. همین گردان تا ساعت 4 بعد از ظهر روز بعد، تماس می گرفت و به ما می گفت : من الان روی ارتفاع هستم. ما از مرکز پیام تیپ 27 حضرت رسول با بیسیم فرماندهی این گردان تماس می گرفتیم و می گفتیم توی موقعیت خودت مستقر هستی؟ حالا جای آن گردان را هم می گویم. روی ارتفاع سلمان کشته محور سومار بود. بعد که مسوول محور برای بازدید به سمت آن ارتفاع می رفت دید این بیسیم چی از کنار رودخانه چم دام دارد می گوید : من روی ارتفاع سلمان کشته هستم

 آموزش برادرها – 2 :

 در 12 مهر 1361 رضا چراغی ( فرمانده تیپ 27 )‌ به همراه محمدرضا دستواره به محل اردوگاه گردان سلمان در کنار رودخانه کنگیر رفتند تا تصمیمات خود را اجرایی کنند.

پس از معرفی فرمانده جدید گردان، محمدرضا دستواره نیروهای گردان را در محوطه گردان به خط کرد تا ماموریت آینده شان را به آنان تفهیم کند. دستواره در خلال صحبت هایش با اشاره به در پیش بودن ماه محرم کمی هم از حماسه عاشورا گفت و از مظلومیت امام حسین. پس از صحبت های دستواره نیروهای گردان که روحیه مضاعفی گرفته بودند شروع کردند به نوحه خوانی و سینه زدن. در همان زمان 4 فروند میگ عراقی بمب های خود را بر سر افراد حاضر در اردوگاه فرو ریختند و آتش آنقدر زیاد بود که هیچ محل امنی برای بچه های گردان پیدا نمی شد

 آموزش برادرها – 3 :

 محمد باقر زاده مسوول تعاون قرارگاه نجف که از نزدیک شاهد این بمباران بوده اینگونه روایت می کند :

 چند روز بعد از خاتمه مرحله اول عملیات منسلم بن عقیل، من به اتفاق تعدادی از نیروهای تعاون قرارگاه نجف برای انجام پاره ای هماهنگیها و جمع آوری پیکرهای شهدای جامانده در منطقه، به محور تیپ 27 رفته بودیم. وقتی داشتم از شیار مقابل رودخانه کنگیر که محل اردوگاه گکردان های این تیپ بود رد می شدم دیدم نیروهای یکی از گردان ها در آن شیار جمع شده اند و دارند سینه زنی می کنند. * همان جا به همراهانم گفتم الان که دشمن با هواپیماهایش مدام منطقه را بمباران می کند تجمع این افراد کار خطرناکی است. کاش می شد اینها را یک طوری متفرق کرد. هنوز یک کیلومتری از این منطقه دور نشده بودیم که صدای گوشخراش بمباران میحکوب مان کرد. سریع سر و ته کردیم و بر گشتیم طرف شیار و از آنچه می دیدیم شوکه شدیم. بسیاری از شهدا قابل شناسایی نبودند و از شدت انفجار، پیکرشان یک گوشه افتاده بود و لباس و پلاکشان در گوشه دیگری. یکی از بچه های همراه گفت حالا که این بچه ها مدرکی برای شناسایی ندارند بهتر است از آنها عکسبرداری شود تا بتوان بعدها آنها را از طریق همین عکسها شناسایی کرد. موقع عکس گرفتن، برحی از شهدا صورتشان به دلیل انفجار از حالت طبیعی خارج شده بود. یکی از همراهان گفت من مشت خودم را داخل حفره ایجاد شده در سر این شهدا فرو می برم و سر را به حالت طبیعی در می آورم تا شما بتوانید عکس بگیرید

 آموزش برادرها – 4 :

بروز این اتفاق، منجر به انتشار نامه اعتراض شدیدی از سوی فرمانده تیپ 27 شد که در آن نیروی هوایی ارتش را به خیانت متهم کرد. بخشی از این نامه در زیر آمده است :

... از قبل از شروع عملیات مسلم بن عقیل تقریبا همه روزه هواپیماهی دشمن به خاک ما تجاوز کرده اند به طوری که فقط طی امروز بیش از 7 بار این تجاوز از سوی دشمن انجام گرقته ... . در بمباران امروز ساعت 30 : 17 بیش از 70 نفر شهید و 200 نفر زخمی شده اند. در اینجا باید متذکر شد که جوابگوی این مسائل کیست و این سهل انگاری یا بهتر بگویم ** خیانت را چه کسی باید پاسخ دهد؟ این خیانت نیست که نیروی هوایی، مامور پوشش منطقه شود اما در مدت 5 روز هیچگونه نشانه ای از این پوشش هوایی مشاهده نشود و نیرویی که در حال آماده شدن برای عملیات بوده به وسیله هواپیماهای دشمن شهید و زخمی شوند؟

 *عجیب است که مسوول تعاون قرارگاه نجف تشخیص می دهد که به دلیل بمباران مدام منطقه، تجمع یک گردان 400 نفره در یک محل بسیار خطرناک است اما فرمانده وقت تیپ 27 که مسوولیت مستقیم هدایت این گردان را داشته این موضوع را در نظر گرفته است. اگر ضرورتی بر این تجمع و انتخاب این محل از نظر فرمانده تیپ هم بوده،‌ حداقل نگارنده مطلبی در مورد آن پیدا نکرد

 ** خیانت آن هم در سال 1361 ؟! این خیانت چه هدفی را دنبال می کرد؟! اگر بچه های مردم قتل عام می شدند چه چیزی عاید نیروی هوایی ارتش می شد؟ نکته مهم اینجاست که این نامه در اوج اتحاد ادعایی سپاه و ارتش به صورت کتبی علیه ارتش صادر شده است

منابع :

کتاب گردان نهم - کارنامه عملیاتی گردان حبیب - جلد اول

کتاب گفتارهای معلم بسیجی شهید محمد ابراهیم همت